می خواهم یکی از خواب هایی را که چند سال پیش دیده ام، برایتان نقل کنم:
در بیداری قرار بود مجلسی سخنرانی برای امام حسین علیه السلام تشکیل شود. با خود گفتم: می دانم سخنران چه می خواهد بگوید و گویی تکرار مکررات است و با این فکر که به این مجلس نمی روم، خوابیدم. در خواب همه جا اقیانوس بیکرانی بود بسیار تیره و تاریک و بسیار سیاه، چیزی مثل عکسی که در زیر می بینید!
من که شنا کردن می دانستم، از خودم که در حال غرق شدن و فرو رفتن در این آب های تیره ی وحشتناک بودم، تعجب کرده بودم. در ضمن کاملا آگاه بودم که زیر پایم انواع جانوران وحشتناک منتظر بلعیدن من هستند. وحشت عجیبی سراسر قلبم را گرفته بود. تقریبا داشتم مطمئن می شدم که طعمه ی این جانورانم و دیگر امیدی نیست. ناگهان صدای همان سخنران مجلس امام حسین علیه السلام را شنیدم که به من می گفت: برو آنجا. آنجا را که نشان می داد نگاه کردم. ماه بزرگی مثل آن که در عکس زیر می بینید، دیدم. او از من می خواست که به طرف ماه بروم.
من که از ترس به خود می لرزیدم، به او گفتم: من می ترسم شما هم با من بیایید.
از خواب بیدار شدم و آن وحشت هنوز سراسر قلبم را احاطه کرده بود. بی اختیار شروع کردم به گفتن “انّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة” و آن چنان با سرعت لباس پوشیدم و خودم را به مجلس امام حسین علیه السلام رساندم، که باور نمی کنید!!!
اگر درست بگویم حدیثی است که می گوید: امامان کشتی نجاتند!!!
من این را در خواب تجربه کردم. تجربه ای فراموش نشدنی!!
کشتی خدا به آرامی راه مستقیم خود را در اقیانوس بیکران سیاهی ها!!! طی می کند و ما باید خود را به آن برسانیم!
یک چیز دیگه: می گویند در این زمان دعای غریق را زیاد بخوانید:
یا الله یا رحمن یا رحیم یا مُقلبَ القلوب ثبِّت قلبی علی دینِک
پس ما واقعاً در حال غرق شدنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!