بسم الله الرحمن الرحیم
امامان ما راز و یا به تعبیر خودشان “سرّ” هستند، با چشمِ رازبین به آن ها نگاه کنیم.
شما اگر الان بخواهید نور را با چشم حسّی ببینید، می گویید: “نور کو؟” چون مثل صندلی آن را حس نمی کنید. لباس مرا به خوبی می بینید و به واسطه ی نور هم می بینید ولی حالا نور کو؟ نیست یا هست؟ اگر هست، پس کو؟! آیا طوری هست که بشود به آن اشاره کنید؟ نه، ولی هست.
اگر خواستید با ساحتی که این میز را می بینید به نور اشاره کنید، آن را نمی توانید نشان دهید.
پس در مورد برخورد با راز چه کار کنیم؟ اگر نگاهمان را درست کنیم، آن را می یابیم.
تمام حقایق همین طور هستندکه مثل نور، خودشان خودشان را نشان می دهند ولی به شرطی که نظر را به آنها بیندازیم.
اگر شما از من بپرسید: “این نوری که در این اتاق هست، چه شکلی است؟” من نمی دانم چه شکلی است. حالا اگر بگویی: “نه؛ باید یک طوری آن را به من نشان بدهی"، نمی توانم؛ اما می توانم بگویم: نگاه کن تا ببینی.
“راز” را هم من نمی توانم به تو نشان دهم، فقط می توانم متذکر آن باشم همانطور که متذکر نور شدم. خودت نگاه کن. اگر دیدی، دیدی. اگر ندیدی، ندیدی. بخواهی منکر بشوی، می شود. بخواهی ببینی هم می شود.
In the name of God
Our Imams are “secrets”. We have to look at them with an eye that sees secrets
When the light is on, we can see everything in the room; table, chair and etc. If you ask how the light looks like? I say: I don’t know. Look for yourself. It’s here but I can’t show it
With light, we see everything but we can’t show the light. You have to look to see the light
Imams are like this. I can’t show you the secret. I only can make you to know. The same as the light that I showed you. Look for yourself, if You saw them, that’s good and if you didn’t see. Well you didn’t see
ازکتاب: مقام لیلة القدری حضرت فاطمه سلام الله علیها/اصغر طاهرزاده