ارسال شده در 22 شهریور 1390 توسط نماز در بیداری اسلامی
شايد اگر كسي بخواهد يكي از خطرات بزرگي كه آيندهي كشورِ ما را تهديد ميكند بشناسد و پيشاپيش از آن خطر عبور كند و خدمت بزرگي به جامعه بنمايد، بايد در رابطه با خطر فروپاشي خانواده فكر كند و راه حلّي مطابق روح زمانه ارائه نمايد. و متوجه باشد هر چند كار، كار مشكلي است ولي اولاً: مباني فطري و تكويني خانوادة توحيدي در جان انسان ها نهفته است. ثانياً: سرماية بزرگي چون قرآن و سنت و عترت در دست ما است. ثالثاً: بحران غرب كه به اذعان همهي كارشناسان مربوطه با بحران خانواده شروع شد، پديدة عبرت آموزي است كه زمينه را براي بهخودآمدن نسل موجود آماده مي كند.
ريشهي فروريختن خانـواده در دورة مدرنيتـه را بايد در امانيسم يا خودبنيادي بشر -كه اصالت نفسانيات است- جستجو نمود. آيا جمع اصالت نفسانيات با هر عنوان، با حفظ خانواده ممكن است؟ خانوادهاي كه شرط بنايش عدم حاكميت نفسانيات است. زيرا در حاكميت نفسانيات هيچ جمعي به عنوان جمعِ همدل موجود نميشود، يا همه پراكندهاند و يا همه مقهور قدرت يك فرد، كه هيچكدام از اين دو حالت، خانواده نيست.
خانواده مركب از اجزاي پراكندهاي نيست كه در كنار هم آمدهاند، بلكه جمع يگانهاي است كه همه سعي دارند براي هدف توحيدي آن جمع، منيت و انانيت خود را نفي كنند، و لذا هرگز با پذيرش تمدن غربي خانواده باقي نمي ماند. و نيز متوجه باشيم جمعي كه طبق عادتِ خشك و خالي كنار هم آمدهاند خانواده نيست و اصرار براي حفظ اين نوع خانواده دور شدن از مطلب و باقي ماندن در سرگرداني است.
پند و اندرز در يك جمعْ متذكر هدف پذيرفتهاي است كه مورد غفلت قرار ميگيرد و لذا مؤثر هم خواهد بود، ولي در شرايط حاضر با پند و اندرز نمي توان خانوادهاي را كه به جهت اومانيسم فرو ريخته است برپا نگهداشت. عامل برپاداشتن خانواده، برگشت به روح بندگي است و موضوع باید از اين زاويه پيگيري شود.
اومانيسم به معني تصرف نفس امّاره انسان در همه چيز، حتي در انسان است و اين با استيلا همراه است، بشر در اين فرهنگ معنياش عوض ميشود و انانيت محور ميگردد، در چنين فرهنگي نميتوان به خانوادهاي نظر كرد كه نمايش وحدتِ در عين كثرت و كثرت در عين وحدت است، و همه در عين اينكه هركدام خودشان هستند، مستغرق در آرمان توحيدي حاكم بر خانوادهاند.
با فروپاشيدن خانواده در غرب، مأواهاي دروغيني جايگزين شد كه هرگز روح انسان را ارضاء نميكند، كابارههاي نيمه شب و عشرتكدههاي زنانِ هر جايي چگونه ميتواند جايگزين خانواده باشد و روح بشر را به آرامشي برساند كه از اينهمه خشونت رهائي يابد. انقلاب ديني تنها راه اميد براي احياء خانواده است تا بشر از خشونت پيشآمده دست بردارد و به بقاي خود در آينده اميدوار گردد. زيرا شهر خدا در زمين با خانوادة توحيدي شروع ميشود وگرنه شياطين زمين را اشغال ميكنند.