بسم الله الرحمن الرحیم

نظر از: رضا ياراحمدي [بازدید کننده] 

رضا ياراحمدي

مژده ای دل كه مسیحا نفسی می آید

كه ز انفاس خوشش بوی كسی می آید

از غم هجر مكن ناله و فریاد كه دوش

زده ام فالی و فریادرسی می آید

هیچ كس نیست كه در كوی تواش كاری نیست

هر كس آنجا به طریق هوسی می آید

كس ندانست كه منزلگه عشّاق كجاست

این قدر هست كه بانگ جرسی می آید

جرعه ای ده كه به میخانه ی ارباب كرم

هر حریفی ز پی ملتمسی می آید

دوست را گر غم پرسیدن بیمار غم ست

گو بران خوش كه هنوزش نفسی می آید

خبر بلبل این باغ بپرسید كه من

ناله ای می شنوم كز قفسی می آید

یار دارد سر قصد دل حافظ یاران

شاه بازی به شكار مگسی می آید

1390/04/27 @ 14:14


فرم در حال بارگذاری ...